اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
76
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
معرب مويزك است . مويزك : گياهى است دو ساله كه از تيره آلاله 000 از دانههاي آن در طب عوام و در دامپزشكي براي از بين بردن حشرات طفيلي استفاده مىشود ، حب الراس زبيب الجبل ، كشمش كولي ، كشمش كاوليان ، زبيب بري ، ميويزك ، ميويزج ، ( Delphinium Staphysagria معين ) ، ميويزج ( بحر الجواهر ) 0 ميوزج ، حب الراس ، مويزك - Lousewort ( 16 ) - نسخه " مر " ، " زيزي " و نسخه مج ( 1 ) و " كا " ، " ريزي " اضافه دارند . ( 1 / 109 ) ( 17 ) - در " كا " ، قبل از " آبكامه " ، " يا بايارج فيقرا " آمده است . ايارج فيقرا معرب ياره فيقرا است . ياره همان كلمه ايست كه در اصطلاح اطباء به ايارج معروف است . و آن تركيبي باشد از ادويه كه اثر آن مسهل و مصلح است ( قانون ابن سينا ، طبع بولاق ، ج 3 ، ص 340 ) . و " فيقرا " در لغت يوناني به معني تلخ است ، چه ايارج فيقرا ايارجي است كه جزء عمده آن " صبر " ( Aloes ) است ( ايضا صفحه 340 و 341 ) ( تمام از دكتر معين ضمن حاشيه چهار مقاله عروضي به كوشش آن مرحوم ) 0 در بحر الجواهر آمده : كه ايارج فيقرا داروئي كه با شحم حنظل و فيقرا ( مر نافع ) مىباشد ( خلاصه ) 0 ( 18 ) - سكبينج ( Sagapenum شليمر ) 0 سكبينج معرب اسكبينه فارسى است ( مخزن الادويه ) ، سكبينج : ماخوذ از سكبينه فارسي و به معني آن . سكبينه : صمغ گياهى دوائي از طايفه چتري ( ناظم الاطباء ) ، ايضا به بحر الجواهر مراجعه شود . ( 19 ) - مقل [ به ضم ميم ] يكى از گونههاى نخل كه آن را نخل دوم ( Doum ) نيز گويند 000 و انواع و اقسام دارد : مقل مكي و مقل ازرق و مقل يهود 000 ( معين ) ، مقل : ماخوذ از صمغ درختي از جنس نخيلات 000 ( ناظم الاطباء ) ، مقل ازرق ( Bdellium شليمر ) 0 مقل : درخت مغيلان ، كندور ، صمغ ( مقدمه الادب زمخشري ، چاپ دانشگاه تهران ، شماره 848 ، صفحه 329 ) . مقل ازرق ، درخت مغيلان - Bdellium ( 1 / 110 ) ( 20 ) - اشق [ به ضم الف و فتح شين ] اشر كه اشترك نيز نامند . عبارت از يك قسم صمغ مغزي است از محصولات ايران و از يكى از نباتات طايفه چتري ( ناظم الاطباء ) ، اشق : معرب از اوشه فارسي است و آن صمغي است مايل به زردى . نبات او شجري و كوچك و ساقش باريك 000 و گويند صمغ نبات اشترغا [ بيخ انگدان ] Sweet Asa است ( تحفه ) ، اشق : 1 ) درخت اشتر 2 ) صمغي زرد رنگ به طعم گس و تلخ و مهوع كه از درخت اشق گرفته مىشود اشترك ، و شق ، اندران ، بلشر ( معين ) ، اشق ( Persian Ammoniacum شليمر ) ، شجره الاشق اشق ، اشه ، اندران ، كندل ، اوشك ، كما Gum Ammoniacum Plant Dorema - ( واژهنامه گياهى ) 0 اشَق - Ammoniacum ( 21 ) - در مج 1 ) و " كا " ، " نمك هندي " ( ملح الهندي ) آمده 000 نمك هندي سياه و تبرزدي است و جلاي كمي دارد 000 در هندوستان به اين نمك كالانمك Kala Namak يا نمك سياه ميگويند 000 نمك هندي براي مسهل به كار مىرفته است ترجمه سر الاسرار رازي ) 0 نمك سياه - Kala Namak / Blacksalt ( 22 ) - شحم حنظل دانه حنظل . حنظل هندوانه ابوجهل ( معين ) 0 حنظل ( Coloquinte شليمر ) 0 حنظل : ثمر گياهى به قدر خربزه خرد و در نهايت تلخ مسهلي است قوي و به پارسي خربوزه ابوجهل و كبست [ به فتح كاف و باء ] 000 گويند ( ناظم الاطباء ) 0 حنظل آنچنان تلخ بوده كه به نمونه تلخى در ميان مردم اشتهار داشته است . سعدي گويد : اگر حنظل خوري از دست خوشخوي به از شيريني از دست ترشروي حنظل ، هندوانه ابوجهل - Coloquinte ( 1 / 111 ) ( 23 ) - سورنجان Persian meadow saffron سورنجان مصري Hermodactyl شنبليد ( شليمر ) ، سورنجان : به كسر ثالث و سكون نون و جيم بالف كشيده و بنون ديگر زده بلغت اندلس دوائيست كه آن را در عراق " لعبت بربري " خوانند و فقاح آن را يعني شكوفه و گل آن را به عربي " اصابع هرمس " گويند 000 ( برهان قاطع ) ، سورنجان : داروئي كه به تازي حافر المهر [ به فتح ميم ] و برگ آن را اصابع هرمس گويند ( ناظم الاطباء ) ، در زبان فرانسوي Colchique de Perse - گويند ( شليمر ) ، سورنجان ( Colchium ، آريانپور ) 0 ايضا به